بديع الزمان فروزانفر
مقدمهء مؤلف 2
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
دقّت و امانت از روى نسخههاى قديم چاپ شده و كوششى كه پيشتر در مقابله كرده بودم چندان سودمند نبوده است . براى آن كه از نظر و عقيدهء مولانا در هر مسئله بنحو تفصيل مطّلع شوم و اصول افكار وى را به صورت منظّم بدست آورم در صدد بر آمدم كه فهرستى براى مطالب مثنوى ترتيب دهم ، علّت اين امر چنان كه بر خوانندگان محترم روشن است ، اين بود كه مثنوى مانند ديگر كتب بابواب و فصول قسمت نشده و از حيث نظم و ترتيب ، اسلوبى مانند قرآن كريم دارد كه معارف و اصول عقايد و قواعد فقه و احكام و نصايح ، پُشْتا پُشْت در آن مذكور و مطابق حكمت الهى بهم آميخته است و مانند كتاب آفرينش ، نظمى به خود مخصوص دارد و تابع سنن و آيينهاى مصنّفان و مؤلّفان كتب عادى و معمولى نيست و از اين رو افكار فلسفى و اصول تصوّف و مبانى علوم اسلامى در مثنوى پراكنده و متفرّق است و فى المثل ممكن است مطلبى بنحو اجمال در دفتر اوّل ذكر شود و تفصيل آن در دفتر ديگر و يا مواضع مختلف بيايد و تا آن گاه كه نظر مولانا در همه موارد پشت سر هم قرار نگيرد بالطّبع فهم آن مطلب از روى شمول و احاطه ميسّر نمىشود . در مهر ماه هزار و سيصد و بيست و چهار هجرى شمسى بدين كار دست زدم و هر روز چند ساعت صرف كردم تا در آخر اسفند ماه هزار و سيصد و بيست و پنج ، فهرستى از مطالب مثنوى ، بر وفق سليقه و اطّلاع خود در آن ايّام فراهم ساختم ، اين فهرست در آثارى كه ازين پس منتشر كردم و در مطالعهء مثنوى بسيار سودمند افتاد ولى ديرى نگذشت كه از روى يقين دانستم كه وسعت و تنوّع مباحث در مثنوى بيش از آنست كه من با اين مايهء اندك و بضاعت مُزْجاة بتوانم بر آن اطّلاع حاصل كنم و پس از آن هر چه بيشتر خواندم به نقص كار خود واقفتر شدم و خود را مانند كسى يافتم كه مناسب وسايل خويش